پناه جان عضو شدی

نویسنده های گل

این یه پست برای خودم و شماست.

رمز توی نظراته.

برید بخونیدش.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 8:9 | نویسنده : ♥♥گیلاس♥♥ |

سلام به همه دوستان

خب هرکسی هر رمانی رو میخواد

بگه تا ما بذاریم واستون.

رمانایی که میگین رو بین نویسنده ها و خودم

تقسیم میکنم تا قرار بدیم.

امضا:گیلاس-مدیر


موضوعات مرتبط: درخواست رمان

تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 17:52 | نویسنده : ♥♥گیلاس♥♥ |

سلام به همه

بچه ها ما به نویسنده نیاز داریم

لطفا هر کسی وقت داره بیاد نویسنده شه

البته اول پست پایین

"توضیح برای نویسنده ها"

رو بخونید

بعد دیگه میفهمید چطوریه.

مرسی.

امضا:گیلاس-مدیر



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 15:30 | نویسنده : ♥♥گیلاس♥♥ |

سلام به همه ی نویسنده ها

لطفا برید ادامه مطلب و توضیحات من رو بخونید.

حتما باید بخونید.

امضا:گیلاس-مدیر



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور 1393 | 11:18 | نویسنده : ♥♥گیلاس♥♥ |

اینکه پسرا مشکل «چی بپوشم؟» ندارن، ربطی به ژنتیک و ... نداره.

 

 

کلا یه دست لباس تمیز بیشتر ندارن.


موضوعات مرتبط: 218-رمان ملودی زندگی من

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 19:44 | نویسنده : ♥نازیلا♥ |
 

نویسنده: (~ .ARAM. ( ~nika.A

 

منبع: 98ia

 

خلاصه: داستانی از جنس عاشقانه ی آرام!
دختری از نسل حوا ... پسری از نسل آدم ... از نسل امروز ... از جنس دیروز!
دختری سنگین و رنگین ... شیطون و لجباز ... مهربون و احساسی ...
پسری خودخواه و مغرور ... مرموز و اخمو ... دل پاک و خود ساخته ...
هر دو تو زندگی مشکلاتی دارن اما با زمانه میجنگن ... مقاوم و صبورن ... به روی کسی نمیارن و تو خودشون میریزن ... خود خورن!
هردو مثل هر کس دیگه طرفدار پر و پا قرص دارن اما مهم آدمشه؛ که هیچ کدوم به نتیجه ای نرسیدن و تنهان و زندگی روزمره رو طی میکنن و از هر لحظه زندگی لذت میبرن ...
آدمای این داستان میخواد بهتون نشون بده که میشه زندگی کرد ... میشه بدون هیچ غم و غصه ای روز و از نو شروع کرد ... میشه با مشکلات جنگید و نباخت ... فقط باید خواست!
آدمایی که تو زندگی تلاش کردن و تحصیلات عالی بدست آوردن تا در آینده موفقیت و خوشبختی بدست بیارن ... تا بتونن دنیا ُ رو دست بچرخونن ... تا به درجات عالی برسن و زبون زد همه بشن ... تا زندگی آروم و بی دردسر و بی دغدغه داشته باشن ... میخوان بگن باید بخوای تا بتونی؛ تا بهترین باشی ... تا خوشبختی راهی نیست، فقط باید محکم و با اراده و با قدرت قدم برداشت ... فقط باید خواست!

پستی و بلندی هایی وجود داره که زندگی ملودی، دختر قصه ی ما رو از این رو به اون رو میکنه ... دوست داره برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بره و پیش پسرعموش ... ملودی موقعی احساس میکنه تو وجودش جوونه ای از عشق نهفته که...
در ادامه داستان متوجه میشین که چی میشه! ... این وسط اتفاقاتی میفته که خوندنش خالی از لطف نیست...

ژانر: طنز ...  .... کل کل ....  .... اگه دوست داری عاشقانه...  .... و شاید پلیسی و هیجانی ... 

 

 نثر: اول شخص دختر
شخصیت های اصلی رمان : ملودی هاشمی ، آرشام زندی

نویسنده: ~nika.A~

تعداد صفحات:نا معلوم
سال انتشار:شهریور 1391(1391/6/19)

 

 

 


موضوعات مرتبط: 218-رمان ملودی زندگی من

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 19:42 | نویسنده : ♥نازیلا♥ |
 

8


موضوعات مرتبط: 202-رمان باده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 19:38 | نویسنده : ♥نازیلا♥ |
 

7


موضوعات مرتبط: 202-رمان باده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 19:34 | نویسنده : ♥نازیلا♥ |
 

6


موضوعات مرتبط: 202-رمان باده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 19:32 | نویسنده : ♥نازیلا♥ |
 

5


موضوعات مرتبط: 202-رمان باده

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 19:30 | نویسنده : ♥نازیلا♥ |

این پست دومش یادتون باشه نظر نذاشتین


موضوعات مرتبط: 217-رمان من ارباب تو ام
برچسب‌ها: رمان , رمان ایرانی , رمان عاشقانه , رمان همخونه ای , رمان من ارباب توام

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم آذر 1393 | 19:58 | نویسنده : ♥حدیث♥ |
بچه ها چون دیگه نمیشه از نودهشتیا مطالبشو کپی کرد من ناچار این رمانو خودم تو ورد تایپ میکنم و بعد میزارم اینجا!سعی میکنم روزی دوتا پستشو تایپ کنم بزارم اگه نشد یکی میزارم



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام آبان 1393 | 18:59 | نویسنده : ♥مردیث♥ |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.